بدون شرح...
بازم دارم با تنهایی سر میکنم...
روزایی که نباید تنها باشم...
روزایی که مثلا باید بهترین روزای عمرم و زندگیم باشه...
ولی فعلا که تنهام...
دلیلشو خودمم نمیدونم...
شاید...
شما چی میگین...؟
بازم دارم با تنهایی سر میکنم...
روزایی که نباید تنها باشم...
روزایی که مثلا باید بهترین روزای عمرم و زندگیم باشه...
ولی فعلا که تنهام...
دلیلشو خودمم نمیدونم...
شاید...
شما چی میگین...؟
رد پاهایم را پاک می کنم
به کسی نگویید
من روزی در این دنیا بودم.
خدایا
می شود استعـــــفا دهم؟!
کم آورده ام از تنهایی ...!
با من حرف بزن غمهایت را به جان میخرم جانان من .
به یک شانه ی پرمهر،احتیاج دارم که پناهگاهم شودوآرامم کند.
آیا کسی پیدا میشه....؟
رفتی؟؟؟؟!!!!!!
به سلامت...
من خدا نیستم که بگم ( صد بار اگر توبه شکستی باز آی...)
.
.
هر چه از دست میرود . بگذار برود...
آنچه که به التماس آلوده باشد نمی خواهم هرچه باشد
حتی زندگی....!!!!!..
خط زدن من پایان من نیست آغاز بی لیاقتی توست...
.
.
- روزی فکر میکردم. اگه تو را با کسی ببینم شهر را به آتش میکشم.
اما...
حالا حاضر نیستم کبریتی روشن کنم ببینم که کجایی..!!!
.
.
- نیازی نیست اطرافمون پر از آدم باشه. همون چند نفری که اطرافمون هستن
آدم باشند کافیه....
...و حرف دل آخر...
ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی
تو بمان با دیگران واااااای به حال دیگران
درد تا کجا...؟
تو که اینجا نیستی... یکنفر دارد هر روز مرا اینجا میشکند...با نگاه هایی شبیه به نگاه های تو...
اما در نگاهش چیزی کم است...همان چیز که در نگاه تو موج میزتد...
آره.. هیچکس مثل تو در نگاهش نازبودن موج نمیزند...